دموکراسی حرف نیست یک فرهنگ است باید آنرا شناخت پذیرفت وبه آن عمل کرد. آنان که با کلماتی درشت و پر طنین از دموکراسی سخن میگویند ولی در جزئی ترین کارها دمادم دموکراسی را زیر پا میگذارند دروغ میگویند

ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۲۴, یکشنبه

ابراز نگرانی. اسماعیل وفا یغمائی

لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظیم واعوذ بالله من الشيطان الرجيم  
مطلع شدیم پیرمرد رنجدیده و مبارزی بنام کربلائی محمد چند یست از نواحی عراق عرب به اروپا آمده است و گویا به دلیل همنشینی طولانی با افرادی که فرهنگ مناسبی ندارند و نیز کبر سن و ناملایمات و شدائد نازل شده از ملایان خبیث و حوادث روزگار، و بخصوص با خواندن مطالب و نوشته های افرادی نظیراسماعیل ثابت بوده هاشم،سینوهه دشتستانی،محسن جوادیان پور و امثال این فرهنگسازان بزرگ و والامقام ! مدتی است شروع به دشنام دادن به برخی افراد نموده و ابراز نگرانی نموده که کسانی امثال فقیر مزاحم مشتاقان خوردن فضولات ولایت شده و گویا سهیمه دیگر مشتاقان و مقربان فضولات خور را بدون رعایت انصاف و عدالت اسلامی مورد استفاده قرار داده ایم ونگرانی وقتی بیشتر میشود که دشنام دادنها از امثال فقیرخاطی مذنب خسر الدنیا والاخره زرتیشن ثم استقامو(نقل از مرحوم مغفور ساعدی) گذشته واقوام و نزدیکان خود را مورد مرحمت قرار داده است.
مطلع شدن از این وضعیت دردناک و بنا بر تاکید شیخنا سعدی: بنی آدم اعضای یکدیگرند، مرا نیز مانند بسیاری ازاشخاص نگران نموده است. بنابر این با اعلام اینکه من هیچ علاقه ای به فضولات مقام انواع مقامات ولایت، چه از «نوع سنتی» و چه «نوع تازه» آن نداشته و ندارم و بهمین دلیل از سال 1372 شمسی هجری سپری شده از هجرت چشم و چراغ عالمیان محمد مصطفی(ٌص)، در حول و حوش هیچ مقام ولایتی  و فضولات منتجه از مقام ولایت نگردیده ام و تمام آن را به مشتاقان واگذاشته ام، کلوا واشربوا ولاتسرفوا ،و بنده خطاب به آقایان و خانمها به این بیت متمسک میشوم که در این رابطه:
کلوا واشربوا را پسر گوش کن
ولا تسرفوا را فراموش کن
 میل بفرمائید نوش جان و گوارای وجودتان باد.
همچنین برای کمک رساندن به مرضای اسلام پیشنهاد فقیر این است که:
 بنا به نقل از ائمه معصومین بمدت یکماه  هر روز بوقت نماز ظهر صد و سی و یک بار باربخوانند : إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ ودر حالیکه بیمار انگشت کوچک داست راست را در سوراخ گوش چپ نموده،بر سوراخ راست دماغ بیمار بدمند نیز  جهت رفع  مشکل این دعا را  : وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ با آب فلفل سفید بر پوست لاکپشت نر اخته شده و از بلای جنسیت رها شده بنویسند تا بر  گردن آویزد و نیز همزمان روزی سه بار آب کاهو و آب گشنیز و آب پوست خرنوب شامی و آب تاجریزی را با گرد اسپند قاطی نموده با زردچوبه و اگر مقدور باشد چند قطره پیشاب بز ماده بیامیزند و بر بیضه چپ بمالند انشالله شفا حاصل خواهد شد در صورت عدم تاثیر پیشنهاد اینست اینگونه افراد را به همان عراق عرب برگردانند  که برای حفظ سلامت فرهنگ و ادب دراروپا  و جلوگیری از بد آموزی مناسب تر است و انشالله خداوند الرحم الراحمین همه را شفا میدهد. در ضمن افراد بالغ و رشید و دارای تعادل روحی مستحکم پس از خواباندن اطفال صغیر، میتوانند مقاله ارزنده و آموزنده را دراین لینک بازنشخوار كنندگان فضولات ولايت مطالعه بفرمایند و ذخیره دنیوی و نیزبرای رودر روئی با ارواح شریره و شناخت انواع دشنامهای مکتبی ذخیره اخروی بیندوزند.اَلْحَمْدُلِلّهِ رَبَّ الْعالَمینْ حَسْبُنا اللّهُ وَ نِعْمِ الْوَ کیلْ تَبارَکَ اللّهُ اَحْسَنُ الْخالِقینَ وَلا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِیِ الْعَظیمْ.
بنده خاطی العبد المذنب الملعون الکافر الخاطی القاطی والپاطی المرتد والبد،الناظم الشعرا!! وعابر من الهضم الرابع الاطلاعات الاراوح البابات والجد و آبات فسینبقونکم سرسرنا من الکرکر.
الاسماعیل

۷ نظر:

ناشناس گفت...

اولا بهتر است طوري بنويسيد كه همه بتوانند بفهمند
ثانيا هر وقت از يك موضوعي اينقدر عصباني ميشويد بهتراست در همان لحظه پاسخش را ندهيد چون درست نيست كه اين همه حرفهاي ركيك از نوشته تان در بيايد جون اين مطلب را خانمها هم ميخوانند و شما فكر نكنيد كه الان در يك فضاي مجازي مردانه هستيد كه هر حرفي با نوشته تان بنويسيد
ثالثا مطمئن هستم اگر بخودتان مسلط بشويد و يك آب خنك بخوريد با كلمات سياسي بهتر ميتوانيد جواب بدهيد بهرحال هرچه باشد شما يك نويسنده هستيد

ناشناس گفت...

معلومه خیلی عصبانی شدین!! خب بازی ,, سر شکستن هم داره ! قدری کنیاک فرانسوی میل کنید و چنت تا آروغ ضد عربی بزنید و خودتان را آروم کنید. فشار خون بالا برای سلامتی اتون اصلا ابدا خوب نیست. حیف شما نیست خدای نکرده جوون مرگ بشین. ترا بخدا یه فکر اساسی برای خودتونن بکنین. از ما گفتن!!

ناشناس گفت...

جناب اسماعیل
اگر چه نویسنده مقاله از فحش و فضیحت چیزی کم نذاشته اما باید دید که حرفش چیست و روی آن تمرکز کرد
بنظر حقیر هم در این مقاله و هم در نوشته های اخیر این جماعت می توان دید که آنها مجبور به پاسخگویی شده اند تا به دیروز فقط فحش میداند و بتازگی و بر اثر نوشته های مختلف اآنها خود را مجبور دیده ان که پاسخگیو باشند در همین مورد مشخص چون نوشته شد که آنها هیچ توضیحی راجع به مرگ انسانها نمی دهند حال زبان باز کرده و اگر چه تحت فشار اما بهر حال دارند به صراط مستقیم !! نزدیک میشوند
بهر حال می توذان ثمر کار دوستان و نوشته هایشان را دید

اصغر طبسی گفت...

جناب اشعرال
شعرا حضرت مغفورالمنظمه النجات ( همون انجمن نجات که اخوی بزرگوارتان به عضویت در آن مفتخرند و از همان جا شما را ارشادات میفرمایند)حضرت اسماعیل یغمائی جندقی یزدی. از عصبانیت شما پیداست که تیر کربلائی محمد دقیقا به خال خورده است. وگرنه دلیلی نداشت شما اینقدر بالا و پائین بپرید. از قدیم گفته اند برای تشفی سوزش آب خنک کارساز تر از جنبش و جوشش است. دیگر خود دانید .

ناشناس گفت...


شایان

اگر چه الدنگ هایی نظیر این عنصر مقلوک و رهبران عقیدتی اش، با این نوع برخورد و با این نوع برخورد با منتقدان و با این «ادبیات»ی که در قوطی پاسدار شریعمتداری هم پیدا نمی شود، بیش از بیش ایرانیان را از خود منزجر و متنفر می کنند، اما به دهن اینها کوبیدن با شدت تمام و باصراحت تمام، امری است ضروری مفید و حتی یک وظیفه انقلابی و مفید از هر نظر، مفید است هم از این نظر که بالاخره پاسخ به یاوه گویی ها و اوباشگری های عناصری که خود را نه تنها اوپوزیسیون رژیم بلکه «تنها الترناتیو دموکراتیک» آن می دانند(اگر چه جفنگ است و بی ربط)خود یک تلاش و کار سیاسی است و نیز مفید است از این نظر که بی پاسخ گذاشتن این اوباش و الدنگها، آنها به خر رها شده در بیابان تبدیل می کند که هیچ کاری جز هر از چندی عرعر کردن نفعی برای هیچ چیز ندارند در حالی که تودهنی زدن به آنها اگر هم مانع تغییر وضع خود آنان نشود، برخی کسان را که هنوز به لحاظ عاطفی و شرایط رقتباری که این دارو دسته دارند از این عرعرهای خرانه، به عنوان نشانه حیاط اینان مشعوف می شوند، متوجه نازل بودن سطح شعورشان می کند و می فهمند که شایسته نیست که عرعر بشنوند و مشعوف شوند. از این بابت جناب وفا یغمایی کار درستی کرده و جوابی تا اندازه ای با صراحت و تا اندازه ای درخور آن عرعرهای آن مردک را الدنگ را خودش تا خرخره از فضولات ولایت نوین انباشته داده است. اما صراحت و کوبندگی بیشتر خیلی بهتر است

ناشناس گفت...

یک دوست قدیمی
اسماعیل عزیز با سلام
هفت حصارت را خواندم وباز خواندم با چشمی گریان وچشمی خندان . درباره آن ملاحظاتی دارم که بعدا برایت خواهم فرستاد.
اما در باره نوشته
ابراز نگرانی
این گونه نه شایسته توست و نه شایسته هر جدا شده ی دیگر
بهتر از من میدانی که هر سبکی بمثابه شکل لاجرم متناسب با محتوایی خاص خواهد بود
پس جدا شدن از مناسبات وسپهر اندیشه استبدادی، ارتجاعی و تمامیت خواه(توتالیتر)باید در روش و منش ، وبه خصوص منطق و نیز کلام ما خود را نشان دهد.
می توانم بفهمم که به حق عصبانی و کفری باشی اما فرو خوردن خشم نیز خصیصه ای والا و انسانی است که در تو سراغ دارم
شرح این هجران و این سوز جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر

شاهد گفت...

فاجعه اينجاست كه لمپنيزم حاكميت، نه تنها خود را در جامعه جارى كرده، كه حتى نيروى مخالفش هم از ان تاثير گرفته است.
حاكميت لمپن و الترناتيوش هم لمپن!!